![]() |
![]() |
|
| ورقه های سالهای گذشته,زندگانی افراد بزرگ,مطالب علمی,مقاله های کتابهای درسی |
کشف اين سياره سرآغازي بود براي جستجوي گستردهتر به دنبال پاسخي براي يکي از قديميترين، بنياديترين و مهمترين سوالات ذهن بشر: آيا ما در جهان تنها هستيم؟ نخستين گام براي پاسخ به اين سوال و يافتن حيات هوشمند در ساير سيارات، پيدا کردن گونههاي سادهتر حيات مانند باکتريها و موجودات تک سلولي است. بدين منظور، يافتن سياراتي که شرايط تكوين حيات را دارا باشند مهمترين ماموريت دانشمنداني است که در اين زمينه تحقيق ميکنند. علاوه بر اين، دريافتن اين مساله که آيا منظومه ما منظومهاي منحصر به فرد است يا خير نيز ميتواند کمک شاياني به حل بزرگترين معماي بشر کند. از زمان کشف نخستين سيارات فراخورشيدي تا کنون بيش از 230 سياره خارج از منظومه شمسي کشف شدهاند که عموما داراي شرايطي بسيار متفاوت از يکديگرند. برخي سيارات غولپيکر و گازي و شبيه مشتري و برخي ديگر سيارات خاکي مانند سيارات داخلي منظومه شمسي هستند. برخي آنقدر به ستاره خود نزديکند که همواره يک سمت خود را رو به ستاره ميبينند و برخي آنقدر دور که امکان بروز و رشد حيات در آنها به حداقل ميرسد. برخي از اين سيارات به دور ستارگاني در حال گردشند که زندگي بر روي آنها را تقريبا ناممکن ميسازد - مانند تپ اخترها (فوتنوت:پالسار) که ستارگان نوتروني در حال چرخش با ميدانهاي مغناطيسي قوي و سرعتهاي بالا هستند. فوران اشعههاي گاما از سطح تپ اخترها به سياراتي که در اطراف آنها در گردشند اجازه بروز و تکامل حيات را نميدهد. تعداد سيارات فراخورشيدي روز به روز در حال افزايش است. در اين جهان فراخ، گرچه کشف سيارات جديد دريايي از اطلاعات را در اختيار سيارهشناسان قرار ميدهد، اما دانشمندان بيشتر به دنبال سياراتي هستند که شرايط ايجاد حيات را دارا باشند.
البته در سالهاي اخير منظومههاي خورشيدي متعددي کشف شدهاند که يک يا چند شرط بالا را دارا نبودند، اما سياراتي كه در چنين منظومههايي كشف شدهاند باز هم از نظر دانشمندان شرايط ايجاد حيات را داشتهاند زيرا در کمربند حيات منظومه خود قرار داشتهاند. دليل اين امر آن است که بسته به قطر، جرم و نوع ستارهاي که در يک منظومه وجود دارد، کمربند حيات آن منظومه گستردهتر يا کوچکتر ميشود.
بيشتر سياره شناسان در اين زمينه معتقدند پيدا کردن آب مايع نميتواند به طور قطع وجود حيات در سيارهاي را به اثبات برساند چرا که هيچ کس هنوز به طور قطع نميداند حيات بر روي زمين چگونه به وجود آمده و آيا اصلا منشا آن خود کره زمين بوده يا خير؟ اما با اين وجود، اين دانشمندان معتقدند سيارات خاکي که بر سطح آنها آب مايع وجود دارد و به دور ستارگان رشته اصلي (ستارگاني که در مرکز آنها همجوشي هستهاي رخ ميدهد) ميگردند، بهترين مکان براي جستجو به دنبال فعاليتهاي زيستي هستند، هر چند اين مساله بدان معنا نيست که امکان وجود حيات در سيستمهاي خورشيدي با شرايط متفاوت مورد بررسي قرار نگيرد. اوايل نيمه دوم قرن بيستم بود که مطالعات بيشتر بر نحوه شکلگيري، دوام و تکامل حيات موجب شد تا دانشمندان در ديدگاه سنتي خود تجديد نظر کنند و به جاي محدود ساختن جستجو به دنبال حيات تنها در سياراتي که به دور ستارگان رشته اصلي وجود دارند، امکان پيدايش حيات به دور ساير ستارگان و حتي اقمار سيارات را نيز بررسي کنند. ايده اين امر زماني مطرح شد که متخصصان علوم زيستي در دهه 1960 در مکانهايي از کره زمين مانند اعماق اقيانوسها، محيطهايي با دماهاي بسيار پايين، فشار هواي به شدت بالا و يا حتي مکانهاي بسيار خشک و بدون آب که شرايط حيات بسيار مشکل مينمود موفق به کشف هزاران گونه موجود زنده که بيشتر آنها از نوع تکسلولي يا باکتريها بودند، شدند. برخي از اين موجودات حتي قادر به دوام در مقابل ميزان بسيار بالايي تشعشعات گوناگون بودند و برخي ديگر براي دوام نيازي به اکسيژن و نور خورشيد نداشتند. اين امر موجب طرح ايدهاي نوين در جامعه نجومي شد که بر اساس آن كاوشگران حيات دريافتند اگر حيات در شرايطي بسيار دشوار در همين کره خاکي ميتواند به وجود آمده و دوام يابد، در جستجو به دنبال حيات به سادگي نميتوان از کنار سيارات ديگري که شرايط آنها با شرايط معمول زمين بسيار متفاوت به نظر ميرسد گذشت. حدود يک دهه بعد، فضاپيماهاي وويجر ناسا بار ديگر کاوشگران حيات فرازميني را که تصور ميکردند تمامي احتمالات موجود جهانهايي که داراي شرايط حيات هستند را بررسي کردهاند به شدت متحير ساختند. تصاويري که اين دو فضاپيما از قمر مشتري، اروپا، در سال 1979 به زمين مخابره کردند نشان داد اين قمر با وجود آنکه در کمربند حيات منظومه شمسي قرار ندارد، داراي مقادير زيادي يخ بر سطح خود است. اما نکته جالب ديگري که در اين تصاوير وجود داشت، سطح نسبتا هموار اين قمر بود. بر خلاف ماه که بر سطح خود زخمهايي کهنه از برخوردهاي سماوي دارد که همچنان به دليل ميزان بسيار ناچيز فعاليتهاي زمينشناسي و فرسايش خاک تقريبا از هنگام برخورد بدون تغيير باقي مانده است، در تصاوير قمر مشتري اثرات زيادي از برخوردهاي سماوي ديده نميشد. به طور کلي هنگامي که يک جسم سماوي مانند سياره، قمر، يا سيارک بر روي سطح خود نشانههاي زيادي از برخوردهاي سماوي ندارد، ميتوان گفت يک يا چند مورد زير در مورد آن صادق است:
سياره شناسان ميدانستند که قمر اروپا تقريبا به طور همزمان با ساير اجرام منظومه شمسي يا حداقل با اختلاف چند ده ميليون سال از آن به وجود آمده است؛ بنابراين اروپا يک قمر جوان محسوب نميشود. به علاوه، از آنجا که پوسته اروپا برخلاف پوسته زمين که از مواد سنگي ساخته شده، پوشيده از يخ است، فعاليتهاي زمينشناسي به نحوي که بر روي زمين شاهد آن هستيم نيز در سطح اين قمر مشاهده نميشد. از سوي ديگر، اروپا فاقد جو است، بنابراين نه فرسايش خاک در آن رخ ميدهد و نه اجرام مهاجم پيش از برخورد با سطح قمر در لايههاي جو سوخته و تبخير ميشوند. از طرفي، با توجه به فاصله نزديک اين قمر به سياره خود يعني مشتري که تنها 671 هزار کيلومتر است، انتظار ميرفت اروپا به دليل گرانش قوي مشتري که سيارکها و شهابسنگها را به سوي خود جذب ميکند، آماج حملات اين تکه سنگهاي مهاجم باشد. تمامي اين عوامل موجب شد سياره شناسان اعلام کنند که اروپا احتمالا در لايههاي دروني خود داراي يک منبع توليد انرژي و حرارت است که موجب جريان آب مايع جايي حدود 15 کيلومتر پايينتر از خارجيترين لايه يعني پوسته آن ميشود. اين جريان متداوم مايعات در زير پوسته موجب بروز تغييرات در سطح آن و تغيير شکل دادن و پر شدن دهانههاي برخوردي ناشي از تصادم شهابسنگها ميگردد. سيارهشناسان با محاسبه تعداد دهانههاي برخوردي که امروزه بر سطح اروپا ديده ميشوند دريافتند که از عمر پوسته اين قمر به طور متوسط 10 ميليون سال بيشتر نميگذرد. بسياري معتقدند گرماي قمر اروپا ناشي از پديدهاي است که به آن گرمايش جذر و مد گرانشي گفته ميشود. پوسته تمامي اقمار منظومه شمسي از جمله قمر زمين تحت تاثير نيروي گرانش سيارات خود مدام در حال تغييراند. اين تغييرات اما در اغلب اقمار بسيار جزيي و در طي زمانهاي کوتاه بسيار نامحسوس است. سطح اقمار در نتيجه اين فرآيند منبسط و منقبظ ميشود که اين امر موجب بروز اصطکاک، توليد حرارت و گرم شدن آنها ميگردد. طبيعي است که هرچه قمر به سياره مادر خود نزديکتر و هر چه آن سياره داراي نيروي گرانش قويتري باشد، گرماي ناشي از جذر و مد گرانشي بيشتر است. البته اقمار منظومه شمسي نيز بر روي سيارات خود چنين تاثير متقابلي ميگذارند، اما به دليل جرم کمتر و متعاقبا نيروي گرانش ضعيفتري که نسبت به سيارات خود دارند، چنين تاثيراتي عموما قابل چشم پوشي است. پيش از اعزام فضاپيماهاي وويجر به ماموريت خود، دانشمندان تصور ميکردند تمامي اقمار منظومه شمسي مانند قمر زمين جهانهايي مرده هستند که امکان بروز و دوام حيات بر روي آنها به هيچ وجه حتي قابل بررسي هم نيست. تصاوير جديدي که وويجرها از اروپا در سال 1979 ارائه دادند ثابت کرد چنين ديدگاهي نادرست است و از آن پس اقمار سيارات نيز مورد توجه کاوشگران حيات قرار گرفتند. از آنجا که قمر اروپا خارج از کمربند حيات منظومه شمسي قرار داشت، دستاورد مهم ديگري که اطلاعات ارسالي وويجرها براي کاوشگران حيات دربرداشت اين بود که آنان دريافتند جهانهايي که خارج از اين محدوده و در فواصل زيادي از منبع اصلي توليد انرژي يک منظومه که ستاره آن است، قرار دارند نيز چنانچه داراي منابع حرارتي دروني باشد و در اثر فرايندهايي همچون گرمايش گرانشي يا زوال راديواکتيو که در نيمکره جنوبي تيتان، قمر زحل، رخ ميدهد، بتوانند انرژي مورد نياز خود را تامين کنند بايد در زمره مکانهايي با احتمال ايجاد شرايط حيات و حتي وجود آب مايع محسوب شوند. از آن زمان بود که در جستجو به دنبال حيات، اقمار سيارات گازي منظومه شمسي ديگر حتي از سياره مريخ نيز بيشتر مورد توجه قرار گرفتند و مطالعات بيشتري در اين زمينه بر روي اين قمرها آغاز گرديد. با گسترش دامنه اين مطالعات به سيارات فراخورشيدي و اقمار آنها، بار ديگر تعداد جهانهاي ناشناختهاي که هر يک ميتوانند شرايط بروز و تکامل حيات را ايجاد کنند رو به فزوني گذارد. تنها در کهکشان راه شيري بيش از 300 ميليارد ستاره وجود دارند. اگر 10 درصد آنها ستارگاني مانند خورشيد باشند و نحوه شکلگيري منظومههاي آنها شبيه به چگونگي شکلگيري منظومه شمسي باشد، در کهکشان ما بايد 30 ميليارد سياره گازي و به همين تعداد سياره خاکي وجود داشته باشد. با در نظر گرفتن تنها مدل منظومهاي شناخته شده يعني منظومه شمسي، اگر فرض کنيم هر سياره گازي دست کم 4 قمر و سيارات خاکي به طور متوسط هر يک تنها يک قمر داشته باشند، انتظار ميرود حدود 150 ميليارد قمر در کهکشان ما وجود داشته باشد! همزمان سوال ديگري ذهن کاوشگران حيات را به خود مشغول ساخت: آيا تنها سياراتي که به دور ستارههاي رشته اصلي در گردشند سيارات قابل سکونت محسوب ميشوند يا ساير گونههاي ستارهاي مانند کوتولههاي قرمز يا حتي غولهاي قرمز نيز ميتوانند چنين شرايطي را براي سيارات خود به وجود بياورند؟
از سوي ديگر، يک سياره در صورتي که در چنين فاصله نزديکي از ستاره خود قرار گيرد، در تله گرانشي ستاره خود ميافتد و همواره يک روي آن به سمت ستاره است در حالي که روي ديگر هيچگاه حرارت مستقيم ستاره را دريافت نميکند. اين پديده که قفل مداري نام دارد هنگامي رخ ميدهد که به دليل فاصله کم دو کره سماوي با جرمهاي متفاوت از يکديگر و گرانش کره بزرگتر، طول حرکت وضعي جسم کوچکتر با مدت حرکت انتقالي آن به دور جسم ديگر برابر ميشود. درست مانند قمر زمين که به دليل قرار گرفتن در تله گرانشي سياره مادر، هميشه يک روي خود را به زمين مينماياند و ما هرگز قادر به ديدن نيمه ديگر ماه نيستيم. در چنين شرايطي، دما در نيمي از سياره که همواره رو به ستاره مادر است به شدت زياد و در نيمه ديگر آن به شدت کم خواهد بود به گونهاي که حتي اگر اين سياره داراي آب هم باشد، حرارت ستاره در نيمي از آن موجب تبخير آب و در نيم ديگر سبب انجماد آن ميگردد. اما در سالهاي اخير مدلهاي کامپيوتري نشان دادند که چنانچه چنين سيارهاي داراي جوي با ضخامت مناسبي باشد، حرارت دريافتي از ستاره کوتوله قرمز ميتواند از سمتي که رو به ستاره دارد به سمت ديگر منتقل و موجب متعادل شدن حرارت کل سياره شود. اين يافته نيز بار ديگر بر تعداد اجرام و منظومههايي که ميتوانند از لحاظ ايجاد و پيدايش حيات مورد بررسي قرار گيرند افزود و اين بار ستارگان کوتوله قرمز که همانطور که پيشتر اشاره شد بخش عمدهاي از ستارگان جهان را به خود اختصاص دادهاند مورد توجه جستجوگران حيات قرار گرفتند. از آن پس، هر روز بر تعداد اخترشناساني که معتقد بودند جستجو به دنبال حيات فرامنظومهاي نبايد به ستارگان رشته اصلي محدود شود رو به افزايش گذاشت تا اينکه سياراتي که به دور غولهاي قرمز ميگردند نيز مورد توجه قرار گرفتند. غول قرمز ستارهاي است با قطري معادل 10 تا 100 برابر قطر خورشيد که پيشتر خود در زمره ستارگان رشته اصلي قرار داشته، بدان معنا که در مرکز آن همجوشي هستهاي به وقوع ميپيوسته است. سرانجام با اتمام ذخيره هيدروژن در مرکز چنين ستارگاني و فشردهتر شدن آنها، همجوشي هستهاي اتمهاي هيدروژن در لايهاي اطراف هسته آغاز شده، در اثر برهم خوردن تعادل ميان لايههاي گازي، ستاره شروع به انبساط ميکند که در آن هنگام غول قرمز ناميده ميشود. گرچه مرکز چنين ستارگاني بسيار فشرده و داراي دماي بالايي است، اما لايههاي خارجي آنها در اثر انبساط دچار کاهش نسبي دما ميشوند. چنين سرنوشتي حدود 5 ميليارد سال آينده در انتظار خورشيد ما نيز هست. تک ستاره ما در آن هنگام به قدري بزرگ ميشود که سيارات داخلي منظومه شمسي يعني عطارد و زهره را ميبلعد و تا نزديکي زمين پيشروي ميکند. در حال حاضر، يکي از موضوعاتي که ذهن اخترشناسان را به خود مشغول داشته، امکان وجود حيات بر سياراتي است که به دور غولهاي قرمز ميگردند. بر اساس مطالعات اوليه، به نظر ميرسد چنين مسالهاي زياد هم دور از واقعيت نيست، هر چند کمربند حيات يک منظومه با افزايش قطر ستاره و تغيير درخشش و دماي سطحي آن به نقطهاي دورتر نقل مکان ميکند. به عنوان نمونه، 2 ميليارد سال ديگر، زمين به دليل تغييراتي که در دما و درخشندگي خورشيد ايجاد خواهد شد، از کمربند حيات کنوني منظومه شمسي خارج ميشود. کمربند حيات ستارگان غول قرمز در فاصله 1000 تا 3000 ميليون کيلومتري آنها قرار دارد، در حالي که کمربند حيات ستارهاي مانند خورشيد که يک ستاره معمولي از دسته ستارگان رشته اصلي محسوب ميشود، به ناحيهاي در فاصله 140 تا 240 ميليون کيلومتري آن که تنها دربرگيرنده مدار زمين و مريخ است، اطلاق ميشود. کشف سيارات فراخورشيدي در اطراف ستارگان رشته اصلي بسيار سادهتر از رديابي سيارهاي در اطراف يک غول قرمز است، چراکه گرچه کمربند حيات ستارگان رشته اصلي در فاصله نزديکتري از ستاره خود قرار دارد، اما با توجه به اينکه درخشندگي سطحي غولهاي قرمز عموما هزاران برابر بيشتر از ستارگان رشته اصلي است، سياراتي که به دور آنها ميگردند غالبا در نور ستاره مادر به سادگي قابل رصد نيستند. به عنوان نمونه، هنگامي که خورشيد تبديل به يک غول قرمز شود، قطر آن حدودا 100 برابر، اما درخشندگي سطحي ستاره ما به بيش از 1000 برابر درخشندگي فعلي خود خواهد رسيد. بررسي امکان وجود و دوام حيات در اطراف چنين ستارگاني باز هم دايره جستجو به دنبال حيات را گستردهتر کرد. از سوي ديگر، از زمان کشف نخستين سياره فراخورشيدي در سال 1990 تا کنون، سيارات متعددي خارج از منظومه شمسي کشف شدهاند که از نظر ساختار و همچنين منظومهاي که در آن قرار گرفتهاند با يکديگر بسيار متفاوتند. با وجود تنوع زيادي که در سيارات فراخورشيدي تا کنون مشاهده شده، دانشمندان بيشتر به دنبال سياراتي هستند که از نظر ساختار، دما و ساير مشخصات تا حدي شبيه زمين باشند. براي اين امر پاسخ به اين سوال که آيا منظومه شمسي، منظومهاي منحصر به فرد است يا خير مسالهاي است که مدتهاست ذهن منجمان را به خود مشغول کرده است.
نخستين فرضيه علمي در مورد منشا پيدايش زمين توسط فيلسوف و رياضيدان فرانسوي، رنه دکارت (1650-1596 م) ارائه شد. اما از آنجا که در زمان دکارت هنوز نيوتون و نظريه گرانش وي پا به عرصه وجود نگذاشته بودند، وي در ارائه فرضيه خود هيچ جايي براي نيروي گرانش به عنوان يکي از عوامل اصلي پيدايش سيارات نگذاشته بود. دکارت معتقد بود نيرو از طريق تماس اجسام با يکديگر از جسمي به جسم ديگر منتقل ميشود و جهان از ذراتي که مانند گردابي در حال چرخش هستند تشکيل شده است. دکارت در فرضيه خود که در سال 1644 ميلادي ارائه کرد عنوان داشت خورشيد و سيارات در اثر انقباض و تراکم يکي از همين گردابها که به طور طبيعي در جهان وجود دارند، تشکيل شدهاند. يک قرن بعد و در سال 1745، دانشمند فرانسوي، جرج لوييس د.بوفون (1788-1707) فرضيه ديگري را مطرح کرد که بر اساس آن سيارات به دنبال تصادم ستارهاي که از نزديکي خورشيد عبور ميکرد با آن به وجود آمدهاند. وي معتقد بود اين برخورد سهمگين آسماني موجب جدا شدن تکههاي گازي از هر دو ستاره و تشکيل سيارات در منظومه خورشيدي شده که سپس هر يک در مدارهايي به دور خورشيد قرار گرفتند. طي دو قرن بعد، اين فرضيه هر چند سال يک بار توسط دانشمندان زمان طرح ميشد و به تناوب مورد تاييد قرار ميگرفت يا به کلي مردود ميگشت. اما فرضيه بوفون مشکلات فراواني داشت: اندازه ستارگان در مقايسه با فواصل ميان آنها بسيار ناچيز است و بنابراين تصادم آنها با يکديگر امري بسيار نادر است. بر اساس مطالعات کيهانشناسان، از هنگام شکلگيري کهکشان ما در بيش از 10 ميليارد سال پيش تا کنون، تعداد ستارگاني که با يکديگر برخورد کردهاند شايد از تعداد انگشتان يک دست نيز کمتر باشد. از سوي ديگر، ذرات گاز و غباري که بر اساس نظريه بوفون در اين تصادم از خورشيد و ستاره مهاجم جدا شده بودند آنقدر داغ و با حرارت بالا بودند که امکان تراکم آنها و تشکيل سيارات را به حداقل ميرساند. با همه اين اوصاف، اگر هم سيارات ميتوانستند بر اساس اين فرضيه تشکيل شوند، هرگز نميتوانستند در مدارهاي پايداري به دور خورشيد قرار گيرند. فرضياتي که توسط دکارت و بوفون ارائه شدند، دو تفاوت عمده با يکديگر دارند و آن ماهيت آنهاست. فرضيه دکارت، فرضيهاي تکاملي است که در آن خورشيد و سيارات به تدريج و در فرايندي تکاملي به وجود آمدهاند. اگر فرضيه وي صحيح باشد، ستارگاني که در اطراف آنها سياراتي وجود دارند بايد در جهان به وفور يافت شوند. از طرف ديگر، فرضيه ارائه شده توسط بوفون اتفاقي است که بر اساس آن سيارات به طور تصادفي و در اثر يک اتفاق به وجود ميآيند. بنابر اين فرضيه، منظومههاي خورشيدي بايد بسيار نادر باشند. گرچه فرضيههاي دکارت و بوفون امروزه مردود اعلام شدهاند، اما زحمات اين دو دانشمند در معطوف ساختن افکار ساير دانشمندان به چگونگي پيدايش سيارات را نبايد ناديده گرفت. نظرياتي که در حال حاضر در مورد پيدايش سيارات مورد قبول دانشمندان هستند گرچه با دو فرضيه فوق بسيار متفاوتند اما ميتوان گفت تا حدي تلفيقي از اين دو فرضيهاند چرا که غالبا نظرياتي تکاملي همراه با وقوع وقايعي تصادفي و نادر هستند. ريشههاي نظريه کنوني پيدايش سيارات که در ادامه به آن ميپردازيم را بايد نتيجه تحقيقات منجم و رياضيدان فرانسوي، پير سيمون د.لاپلاس دانست. در سال 1796 وي با تلفيق فرضيه دکارت و قوانين گرانش نيوتون موفق به ارائه مدلي شد که بر اساس آن ابري از ماده در حال چرخش که بر روي نيروي گرانش خود در حال تراکم و مسطح شدن به شکل قرصي از گاز بود را به تصوير کشيد و به اين ترتيب پايههاي نظريه کنوني را بنا نهاد. در مدلي که لاپلاس از پيدايش سيارات ارائه کرده بود، بنابر اصل پايداري اندازه حرکت زاويهاي، هرچه اين قرص چرخان گازي کوچکتر ميشود، سرعت چرخش آن بيشتر ميگردد. وي معتقد بود هنگامي که اين قرص چرخان به بيشترين سرعت خود ميرسد، شروع به برونپاشي لايههاي خارجي خود ميکند که اين لايهها سرانجام تشکيل حلقههايي از ماده ميدهند. اين فرايند آنقدر ادامه مييابد که حلقههاي متعددي در فواصل مختلف تشکيل ميشوند و در نهايت با متراکم شدن مواد تشکيل دهنده آن حلقهها، سياراتي تشکيل ميشوند که همگي به دور خورشيدي که در مرکز اين قرص گازي متولد شده است، در حال چرخشند. اين فرضيه که به نظريه سحابي مشهور است بعدها با اندک تغييراتي مورد قبول اکثر دانشمندان قرار گرفت. يکي از اشکالات عمده مدل لاپلاس اين بود که خورشيد به عنوان مرکز ابري که موجب تشکيل آن و سيارات اطرافش شد داراي بيشترين اندازه حرکت زاويهاي بود، حال آنکه بعدها و پس از مطالعه اوليه سيارات و خورشيد، دانشمندان دريافتند سيارات منظومه شمسي بيشترين اندازه حرکت زاويهاي منظومه را دارا هستند. از آنجا که فرضيه سحابي لاپلاس در توجيه مشکل اندازه حرکت زاويهاي اجرام منظومه شمسي با شکست رو به رو شد، توجه دانشمندان در طي يک قرن پس از آن مجددا به نظريه بوفون معطوف گرديد.
مشاهداتي که در طول موجهاي مختلف به خصوص طول موج فروسرخ انجام گرفته نيز نشان ميدهند ستارگان جوان پس از آغاز همجوشي هستهاي در مرکز خود با سرعتي حدود 200 کيلومتر بر ثانيه اين قرصهاي چرخان را از خود رانده، به اطراف پراکنده ميکنند. فناوري جديد حتي به دانشمندان امکان مشاهده و عکسبرداري از قرصهاي چرخان غبار در اطراف ستارگان در حال تولد را ميدهد. منظومه شمسي ما نيز به احتمال فراوان در چنين فرايندي به وجود آمده است. هنگامي که خورشيد در اثر تراکم غبار ميانستارهاي به وجود آمد و فرايند همجوشي هستهاي خود را حدود 7/4 ميليارد سال پيش آغاز کرد، فوران فوتونها و ذرات باردار از سطح آن توسط بادهاي خورشيدي سبب پراکنده شدن قرص غبار اطرافش شد. پس از پراکنده شدن اين قرص چرخان، آنچه باقي ماند مجموعهاي از کرات خاکي و گازي در مدارهايي به دور خورشيد بود که آنها را سياره ميناميم. درست مانند نظريهاي که لاپلاس از پيدايش منظومه شمسي ارائه داده بود، نظريه سحابي خورشيدي نيز با اشکال بزرگي رو به رو است که آن پايين بودن سرعت حرکت زاويهاي خورشيد در مقايسه با سيارات است. براي درک چنين مساله به ظاهر نامتعارفي بايد بررسي کنيم چه چيز موجب کند شدن سرعت چرخش خورشيد شده است؟ مي دانيم خورشيد در هر ثانيه حدود 6/4 ميليون تن از جرم خود را به واسطه همجوشي هستهاي از دست ميدهد. اين ميزان جرم تبديل به انرژي شده که ما آن را به صورت نور و گرما احساس ميکنيم. بر اساس قانون پايداري اندازه حرکت زاويهاي، کاهش جرم يک جسم به معناي کند شدن سرعت حرکت زاويهاي آن است. بعلاوه، ميدان مغناطيسي قوي خورشيد تاثير بسزايي در کاهش سرعت چرخش آن دارد. يکي از راههايي که از طريق آن ميتوان نظريه پيدايش سيارات منظومه شمسي در ابرهاي گازي اطراف خورشيد را تا حد زيادي اثبات کرد، بررسي شباهتهاي سيارات منظومه خورشيدي ما با يکديگر است - چرا که اگر تمامي سيارات از يک ابر غبار در اطراف خورشيد به وجود آمده باشند، به طور طبيعي بايد داراي ويژگيهاي مشترکي نيز باشند. راستاي حرکت وضعي (گردش سياره به دور خود که موجب پيدايش شب و روز ميشود) و حرکت انتقالي (گردش سياره به دور خورشيد که سبب پيدايش سال ميگردد) سيارات منظومه شمسي نيز ميتواند گواهي بر نظريه سحابي خورشيدي باشد. اگر از نقطهاي در بالاي قطب شمال زمين به سيارات بنگريم، تمامي سيارات در جهت خلاف عقربههاي ساعت به دور خورشيد در گردشند و به استثناي زهره و اورانوس، جهت حرکت وضعي ساير سيارات نيز عکس جهت عقربههاي ساعت است. برخي سيارهشناسان معتقدند علت اين ناهماهنگي در زهره و اورانوس ميتواند برخورد سهمگين يک جرم سماوي با اين دو سياره در سالهاي آغازين پيدايش منظومه شمسي باشد، گرچه صحت اين فرضيه هنوز به اثبات نرسيده است. سه دليل فوق، يعني قرار گرفتن تمامي سيارات در يک صفحه مداري، راستاي چرخش آنها به دور خود (به استثناي زهره و اورانوس)، و جهت گردش آنها به دور خورشيد از مهمترين دلايلي هستند که نشان ميدهند منشا پيدايش تمامي سيارات منظومه شمسي يکسان و به نوعي مرتبط با پيدايش خورشيد بوده است. علاوه بر اين، دانشمندان به کمک محاسبه نيمه عمر مواد راديواکتيو موجود در زمين، ماه، مريخ و شهابسنگها دريافتند اجرام منظومه شمسي بين 3/4 تا 8/4 ميليارد سال عمر دارند که همزماني تولد آنها را نشان ميدهد. اين شباهتها و هماهنگي ميان اجزاي منظومه خورشيدي، مهمترين دليل اثبات نظريه سحابي خورشيدي است. علاوه بر اين، فناوري جديد تصاويري از ستارههاي در حال تولد شکار کرده است که ابري از غبار در حال تراکم را در اطراف آنها نشان ميدهد که محل تولد سيارات آن منظومه محسوب ميشود. چنانچه نظريه سحابي خورشيدي صحيح باشد، سيارات در جهان ما بايد به وفور يافت شوند چرا که اغلب ستارگان در مرکز قرصهايي از غبار که محل تولد سيارات است، تشکيل ميشوند. کشف سيارات فراخورشيدي گامي مهم در اثبات اين نظريه تاکنون بوده است. |
||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 9:2 توسط حسین |
|
|
شبیه سازی انسان
تظاهرات علیه شبیه سازی انسان در نوامبر 2001 ایده اصلی و منشا تفکر راجع به شبیه سازی انسان (human cloning) هنگامی شکل گرفت که یک دانشمند اسکاتلندی توانست گوسفندی بنام Dolly را در سال 1997 شبیه سازی کند. پخش خبر این واقعه مهم توجه محافل پزشکی، مذهبی، سیاسی و ... را در جهان به خود جلب کرد بگونه ای از این واقعه علمی اغلب بعنوان نقطه عطف علم در سال 1997 یاد می شود. شبیه سازی چیست؟عموما" هنگامی که خبرگزاری ها و رسانه ها خبرهای جنجالی شبیه سازی را منتشر میکنند عموما" منظورشان شبیه سازی به حالت تولد طبیعی می باشد. با این وجود باید اضافه کرد که امروزه انواع مختلف تکنولوژیهای شبیه سازی مطرح می باشد که توسط آنها - از لحاظ تئوریک - می توان به دوقلوی ژنتیکی یک موجود زنده یا هر ارگانیسم دیگری دست پیدا کرد. در این ارتباط درک اولیه از انواع روشهای شبیه سازی کمک بسیاری خواهد کرد تا بتوانیم در مقابل این اخبار تصمیم گیری کنیم که آیا این اعمال مخالف مسائل اخلاقی هست یا خیر. - شبیه سازی DNA این روش که در اصطلاح علمی DNA Cloning یا Molecular Cloning و یا Gene Cloning گفته می شود عبارت است از مجموعه عملیاتی که توسط آن قسمتی از DNA موجود مورد علاقه که قرار است شبیه سازی شود، به یکی از انواع موجودات ارگانیکی خود تکثیر منتقل می شود. معمولا" از باکتری های خود تکثیر یا Bacterial Plasmid ها برای اینکار استفاده می شود. تظاهرات موافقین شبیه سازی انسان در نوامبر 2001 طی این شرایط DNA مورد علاقه توسط یک میزبان پردازش و تکثیر می شود. این تکنولوژی تقریبا" از سال 1970 استفاده می شود و از معمولترین فعالیت ها در آزمایشگاه های زیست شناسی می باشد. در این روش، دانشمندان معمولا" از ژن های خاصی برای کپی از یک ژن خاص استفاده می کنند. Dolly گوسفندی که راجع به آن صحبت کردیم از این روش شبیه سازی شد. دانشمندان طی مجموعه عملیاتی که بنام Somatic Cell Nuclear Transfer - به معنی انتقال هسته سلولهای کالبدی - مشهور است، مشخصات ژنتیکی موجود مورد نظر را به نطفه ای که تمام خواص ژنتیکی آن برداشته شده است منتقل می کنند. البته نطفه جدید باید تحت مراقب های خاص الکتریکی و شیمیایی باشد تا توانایی تکثیر را داشته باشد. پس از آنکه جنین به حد قابل قبولی از رشد رسید، آنرا به داخل رحم یک حیوان ماده منتقل می کنند و از آن به بعد به رشد طبیعی خود تا تولد ادامه می دهد. - شبیه سازی از طریق تولد به این روش Reproductive Cloning گفته می شود که بعنوان مثال توانایی تولید حیوانی را دارد که دارای DNA مشخص می باشد. این DNA ممکن است از یک حیوان زنده کنونی گرفته شود و یا حتی از بقایای یک حیوان مرده مربوط به سالهای دور. Dolly اولین موجود شبیه سازی شده به دست انسان در سال 1997 Dolly یا هر حیوان دیگری که با این روش ساخته شود دقیقا" مشابه موجود مورد نظر نخواهد بود چرا که برخی از ویژگی های نطفه از همان ابتدای شکل گیری از پدر و مادر به نطفه منتقل می شوند. اما موفقیت پروژه Dolly در این بود که نشان داد سلولهای DNA یک حیوان بالغ می تواند برای رشد یک نطفه مورد استفاده قرار گیرد. تا قبل از این دانشمندان تصور می کردند سلولهایی که رشد می کنند و بالغ می شوند بسیاری از خواص اولیه خود را از دست می دهند و دیگر توانایی رشد از ابتدا را ندارند. - شبیه سازی جنینDolly در سال 2002 هنگامی که شش ساله بود از دنیا رفت، علت مرگ او ناراحتی و بیماری در ناحیه ریه اعلام شد. دانشمندان هنوز نمی دانند که بیماری او ناشی از متفاوت بودن نوع تولد او دارد و یا اینکه یک بیماری عادی بود که ممکن است گریبانگیر هر جانداری شود. به این روش Embory Cloning یا Therapeutic Cloning گفته می شود که در آن جنین انسان برای تحقیق در آزمایشگاه شبیه سازی می شود. اهمیت این موضوع در آن نیست که یک انسان، مشابه فرد مورد نظر ساخته شود بلکه هدف آن است که با بررسی و آزمایش روی جنین شبیه سازی شده بتوان نارسایی ها و بیماری های مربوط به انسان را تحلیل کرده و در حد امکان به روشهایی برای جلوگیری از بروز آنها قبل از تولد دست یافت. در این روش پس از گذشت حدود پنج روز از شکل گیری نطفه، سلولهای خاصی از آن - که سلولهای بنیادی یا Stem Cells نام دارد - برای شبیه سازی یا آزمایش برداشته می شود که با این عمل به جنین صدماتی وارد خواهد شد. (احتمالا" ریشه اصلی بحث بر سر مسائل اخلاقی نیز به همین جا بر می گردد.) این سلولها تقریبا" توانایی تولید هر نوع سلولی در بدن انسان را دارند و دانشمندان با استفاده از این سلولهای خاص امیدوار هستند که روزی بتوانند درمان قطعی بیماری های قلبی، انواع سرطان، آلزایمر و ... را پیدا کنند. در نوامبر سال 2001 یک دانشمند از مرکز تحقیقات پیشرفته سلولی (Advanced Cell Technologies) در ماساچوست اعلام کرد که توانسته است اولین جنین انسان را به منظور انجام تحقیقات در باره بیماری های انسان، شبیه سازی کند. آزمایش های این دانشمند بر روی هشت سلول انجام گرفت که از میان آنها فقط سه عدد شروع به تقسیم شدن نمودند و در نهایت یکی از آنها توانست فقط به شش تقسیم شود. بنابر این همانگونه که مشاهده می کنید هنوز راه درازی برای شبیه سازی یک انسان وجود دارد. آیا ممکن است روزی انسان شبیه سازی شود؟ مجله تایم، فوریه 2001 با تیتر Human cloning is closer than you think بسیاری از محافل سیاسی، مذهبی و حتی دانشمندان با فشارهایی که به کنگره آمریکا وارد کرده اند در صدد تصویب لایحه ای هستند که هرگونه تحقیق و فعالیت در این زمینه را ممنوع کند. اما جدای این مسائل با توجه به هزینه بسیار بالا و درصد کم موفقیت در شبیه سازی حیوانات (بین یک تا دو درصد) که به علت دانش کم در باره روش "شبیه سازی از طریق تولد" می باشد هر گونه تلاش برای تولید انسان از این روش در حال حاضر با شکست روبروه خواهد شد. بخصوص که پس از تولد حیوانات شبیه سازی شده، حدود 30% از این حیوانات که زنده بدنیا می آیند، دارای ناتوانی های بارز جسمی و مشکلات جدی پس از تولد می باشند. دانشمندان عوارض مشابهی را برای شبیه سازی انسان از این روش پیش بینی می کنند. نکته مهم دیگر وضعیت فکری و روحی انسان می باشد که هنوز بصورت یک سئول بزرگ پیش روی دانشمندان می باشد. شاید برای یک گوسفند خیلی مهم نباشد که نتواند درست فکر کند یا تصمیم بگیرد اما این موضوع بطور قطع برای انسان بسیار مهم می باشد چرا که یک انسان سالم فقط به بدن سالم نیاز ندارد. بنابراین بنظر می رسد که در حال حاضر به دلیل ضعف تکنولوژی و دانش و نیز نبود توافق میان جناح ها و گروه های مختلف درگیر در جهان عملا" هیچ دانشمندی به خود اجازه انجام آزمایش برای شبیه سازی انسان از طریق Reproductive Cloning را نمی دهد. April 12, 2005
توضیحات شما
- خیلی متشکر می شوم که مطالب جامع تری در اختیار علاقمندان قرار دهید
shah , October 8, 2005
- باسمه تعالی درخواست اطلاعات پیرامون موضوع فوق به همراه عکس و جزئیات. با تشکر
baby , September 21, 2005
- به نظر من همانطور آیت الله لنکرانی فرمودند عمل شبیه سازی انسان اگر در جای خود استفاده شود مشکلی ندارد البته تا زمانی که از این موضوع(شبیه سازی انسان)سوء استفاده نشود با تشکر م.ف
morteza , August 19, 2005
- cloning
zahed , August 9, 2005
- matlab besyar mofid va khandani bood.
alireza , July 13, 2005
- با عرض سلام من با نظر شما موافق هستم از شما متشکرم موفق باشید
وحید راد , June 27, 2005
- shabih
ss , May 24, 2005
- ba salam dost daram dar mored kodakani ke naghs azve madarzadi hastand dar mohandesi zhentek ghe karhayi angham shode thanks
mohammad kamali far , May 17, 2005
- خوب بود دستتون درد نکنه ؛ قبل از کولونی کردن به سلول یه مقدار انرژی زیاد (اگه اشتباه نکنم الکتریکی)در شرایطی خاص میدن تا کولون شروع بشه و اینکه تمام موجودات شبیه سازی شده رشد بسیار بسیارسریعی دارند و خیلی کم عمر میکنند و فکر کنم حتی کمتر از این گوسفند.همین!
شیدا , April 13, 2005
- من فکر می کنم شبیه سازه حیوانات هم به زشتی تکثیر انسانه، چون اونها هم مثل ما دوست دارن که به در آغوش خانواده رشد کنند. بخش مهمی از شخصیت ما رو خانواده و ریشه و اصل ونسب تشکیل می ده. ممکنه یک کلون از ما خیلی باهوش تر و سالم تر و یا حتی عاطفی تر باشه، ولی محروم کردن اون از داشتن ریشه هر چند یک ریشه پوسیده، کار خوبی نیست. از طرفی به طور کلی با این وضعیت افزایش جمعیت زمین بهتره از این روش برای ازدیاد نسل در کرات آسمانی دیگر استفاده بشه نه روی زمین |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 17:8 توسط حسین |
|
|
مقدمه گذشته از هر نوع تولید مثلی که جانوران ممکن است داشته باشند تولید مثل گامتیک در همه آنها انجام میشود. جنسها عموما جدا از هم هستند اما هرمافرودیسم هم بخصوص میان جانوران ساکن و کم تحرک معمول است. دستگاه تولید مثل شامل بیضه یا تخمدان یا بطورکلی گناد است و مجراهایی که این اندامها را به خارج از بدن مربوط میسازند نیز معمولا وجود دارند. گامت سازی با تقسیم میوز همراه است، اسپرم و تخمک تنها نماینده مرحله هاپلوئید دور زندگی دیپلونتیک است. از تخمک لقاح یافته جنینی پدید میآید که یا مستقیما به فرد بالغ تبدیل میشود یا چنان که معمولتر است ابتدا به صورت لارو درمیآید و سپس به مرحله بلوغ میرسد.
غدد جنسی نر غدد جنسی در جنس مذکر غدد Mixed مخلوط بوده و هم ترشحات درون ریز و هم ترشحات برون ریز دارند. ترشحات درون ریزشان هورمونهای جنسی و ترشحات برون ریز سلول جنسی یا اسپرم است. غده مسئول بیضهها هستند که در داخل کیسهای قرار گرفتهاند. رویه خارجی بیضهها را غشای سختی به نام تونیکا آلبوژینا Tonica Albogina احاطه کرده است و استحاطههایی را درون بیضهها فرستاده و آن را به محفظههایی به نام لوبول که هر لوبول هر دو نوع ترشحات را دارد تقسیم میکند. تعداد لوبولها در حدود 250-300 لوبول میباشد. سلول جنسی نر سلول جنسی در لولههای سمنیفر تولید میشود. در جدار لولههای سمنیفر دو سری سلول وجود دارد یک سری بزرگ و کشیدهاند سرتولی هستند و نقش بسیار مهمی در اسپرم سازی دارند ولی خودشان اسپرم ساز نیستند و سلولهای کوچک دیگری به نام اسپرماتوگونی بکار اسپرم ساز مشغولند که سر و هسته این سلولها در خارجیترین لایه اسپرماتوگونی A نامیده میشود. مرحله اسپرماتوژنز یا میتوز در سلولهای اسپرماتوگونی تقسیمات میتوزی انجام گرفته و اسپرماتیت تولید میشود و تولید سلولهای A4 , A3 A2 , A1 میکند و A4یک بار دیگر تقسیم میتوزی انجام میدهد و سلولهای حاصل را سلولهای بینابینی گویند سلولهای بینابینی نیز به طریق میتوز تقسیم و اسپرماتوگونی B را میسازند. اسپرماتوگونی B با تقسیم میتوزی خود اسپرماتوسیت اولیه را تولید میکند. مرحله میوز اسپرماتیت اولیه با تقسیم میتوزی به اسپرماتوسیت ثانویه تبدیل میشود و آن هم با تقسیم دوم میتوزی به اسپرماتید تبدیل میشود و به این ترتیب از هر اسپرماتوسیت اولیه 4 اسپرماتید تولید میشود. تغییر شکل اسپرماتید به اسپرم در این مرحله بدون اینکه تقسیمی انجام میشود اسپرماتیدها به اسپرم تغییر شکل که این مرحله را اسپرماتوژنز نیز مینامند. خصوصیات اسپرم ماده کروماتین درون اسپرماتید فشرده شده است روی آن نیز کلاهک آکروزومی وجود دارد که در داخل کلاهک آکروزمی دو تا آنزیم مهم به نامهای هیالورونید و اروزومال وجود دارد. در گردن اسپرم نیز میتوکندری فراوانی دیده میشود. دم اسپرم نیز در حقیقت یک آکسونیم یا یک تاژک است که از اپیدیدم بالغ شده و میتوانند تحرک داشته و در ارتفاع و در لقاح شرکت کنند همچنین این اسپرمها باید ظرفیت یا بن شوند عاملی که مانع ظرفی یا بن اسپرم میشود PH اسیدی است. PH حداقل باید 6.5 شود تا اسپرم ظرفیت یابی شوند. غدد جنسی مونث غدد تولید مثلی جنس مونث ، تخمدانها میباشند که مانند غدد جنسی مذکر Mixed یا مختلط هستند یعنی هم ترشحات درون ریز هستند که عبارت است از هرمونهای جنسی و هم دارای ترشحات برون ریز که عبارت است از سلولهای جنسی. تخمدانها غددی بادامی شکل هستند در گلن در مجاورت قسمت شیپوری لولههای فالوپ واقع شدهاند تخمدانها مانند بیضهها از غشای نسبتا سفتی پوشیده شدهاند که تونیکا آلبوژینا نام دارد و در زیر این غشا دو بخش میتوان تشخیص داد.قشر یا کورتکس و مغز یا مدولا. مدولا فاقد فولیکول بوده و فولیکولها در کورتکس واقع شدهاند سلولهای جنسی مونث که ادوگونی خوانده میشوند مشابه اسپرماتوگونی در لولههای اسپرم ساز میبلشند. تفاوت عملکرد اسپرماتوگونی و اووگونی اسپرماتوگونیها در زمان بلوغ فعال میشوند و تا آخر عمر به فعالیت خود ادامه میدهند ولی اووگونیها از دوران جنینی شروع به تقسیم میکنند و روند تقسیم مانند نحوه تقسیم در جنین مذکر میباشد. بطوری که ابتدا تقسیم میتوز انجام میگیرد پس از تقسیمات میوز ، اووسیت اولیه حاصل میشود سپس اووسیت وارد مرحله میوزی میشود که این مرحله نیمه کاره متوقف میگردد. و در زمان بلوغ این تقسیمات ادامه مییابند. تفاوت عملکرد هورمونها در جنس مذکر و مونث در جنس مونث بر خلاف جنس مذکر ایجاد صفات جنسی اولیه در دوران جنینی وجود هورمونهای جنینی مونث لازم نیست ولی در نوزاد پسر برای بروز این صفات حضور هورمون تستوسترون ضروری است.
وقایع یک دوره جنسی زن دوران یک سیکل جنسی بطور معمول 28 روز میباشد ولی بطور معمول میتواند از 21 تا 45 روز تفاوت کند ولی در یک فرد این دوره باید ثابت باشد. تخمک گذاری 14 روز قبل از اتمام دوره خواهد بود این وقایع تحت تنظیم هرمونهای مترشحه از هیپوفیز پیشین (LH , FSH) میباشد. هرمون LH موجب تکمیل تقسیم اووسیت شده و تقسیم او میوزی که در دوران جنینی نیمه کاره رها شده در اووسیت اولیه انجام شده و تولید اووسیت ثانویه و جسم قطبی اولیه میباشد. اووسیت ثانویه بلافاصله دومین تقسیم میوزی خود را شروع میکند اما در مرحله متافاز متوقف میگردد و در این حالت از تخمدان دفع میگردد اگر عمل لقاح با اسپرم انجام بگیرد دومین تقسیم میتوزی تکمیل میشود و تخمک بالغ و دومین گویچه تولید خواهد شد در غیر این صورت به همین حالت دژنره خواهد شد و دفع خواهد گردید. تخمک گذاری کپسول تخمدان غشای سفتی است بنابراین فولیکولهای رشد کرده به کپسول فشار وارد میکنند و موجب دژنره شدن این منطقه میگردند و به کمک کلاژناز این منطقه پاره شده و اووسیت از تخمدان خارج میشود و تخمک گذاری آغاز میشود تخمک از طریق قسمت شیپوری لولهها رحم و ضربانات منظم آن وارد لولههای رحمی میگردد. مراحل بعد از تخمک گذاری بعد از تخمک گذاری غدد اندومتر رحم و غدد موجود در لولههای فالوپ ترشحاتی را آغاز میکنند که حاوی مواد غذایی از قبیل قند و کلسیم میباشد این ترشحات برای دو سری سلول لازم میباشد یکی اسپرمها دیگری سلول تخم. پس از لقاح بین تخمک و اسپرم انجام شد سلول تخم تشکیل میگردد که شروع به تقسیم میکند تا به بلاستوسیت تبدیل شود زمان لازم برای رسیدن بلاستوسیت به رحم 4 - 3 روز است و زمان لازم برای لانه گزینی تخم نیز 4 - 3 روز است سپس 8 - 7 روز بعد از تشکیل تخم لانه گزینی آغاز میشود و در این مدت سلول تخم مدام تکثیر میشود و نیاز به تغذیه دارد که از این ترشحات تامین میشود.
لقاح لقاح به جریانی گفته میشود که طی آن اسپرم باید از غشای اووسیت عبور کرده و به داخل تخمک نفوذ کند. عبور اسپرم با خروج آنزیمهای آکروزومی و حرکات دم اسپرم عمل میگردد. به نظر میرسد که غشای سیتوپلاسمی اسپرم و اووسیت به یکدیگر میچسبند و سپس در محل چسبندگی غشا از بین رفته و معبری برای ورود اسپرم فراهم میشود لذا غشا پلاسمای اسپرم در خارج از اووسیت باقی مانده و فقط سر و دم آن وارد تخمک میشود. امروزه به خوبی شناخته شده که طبقه شفاف اطراف اووسیت دارای رسپتورهایی برای اسپرم میباشد که این رسپتورها برای هر گونه اختصاصی میباشند و به همین دلیل ترکیب اسپرم و اوول دو گونه مختلف در شرایط طبیعی عملی نیست. نتایج لقاح 1. سلولهای هاپلوئیدی که قادر به ادامه حیات نمیباشند (تخمک اسپرم) در اثر لقاح سلول دیپلوئیدی را بوجود میآورند که دارای قدرت تکثیر و ادمه حیات میباشد. 2. جنسیت جنین از نظر ژنتیکی در همین مرحله تعیین میگردد و بطوری که اگر اسپرم حاوی کروموزوم Y با اووسیت ترکیب شود تخم حاصله جنین مذکر بوجود خواهد آورد و اگر اسپرم حاوی کروموزوم X با اووسیت ترکیب شود جنین حاصله مونث خواهد بود. |
||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 20:40 توسط حسین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 20:26 توسط حسین |
|
|
کشف يک محقق ايراني براي نامرئي کردن اجسام
يک محقق ايراني در دانشگاه پنسيلوانيا به کمک يکي از همکارانش نشان داده است که ميتوان با استفاده از پرتوهاي پلاسمايي اجسام را نامرئي کرد.
به گزارش آژانس خبرنگاران تكنولوژي ايران _ ايتكا ايده نامرئي کردن اجسام تا چندي پيش تنها در سطح داستانهاي تخيلي علمي نظير مرد نامرئي، اچ جي ولز، مطرح بود اما نادر انقطاع و آندرا آلو از دانشگاه پنسيلوانيا شيوهاي را پيشنهاد کردهاند که با استفاده از آن ميتوان با فناوريهاي موجود اجسام را تا حد زيادي غيرقابل رويت ساخت. به اعتقاد فيزيکدانان اين روش کاربردهاي متعددي در فناوريهاي نظامي مربوط به مخفي کردن و استتار اجسام خواهد داشت. در گذشته گروههايي از فيزيکدانان کوشيده بودند با روش موسوم به روش آفتاب پرست به استتار اشيا و ااجسام دست يابند. آفتاب پرست در زماني که بر روي يک شاخه قرار ميگيرد، براي پنهان کردن خود از چشم دشمنان بدنش را به رنگ شاخهاي که بر آن قرار دارد در ميآورد. به عنوان مثال ري آلدن از دانشگاه کاروليناي شمالي سيستمي از آشکارسازها و تابش کنندههاي نور را پيشنهاد کرد که براي پنهان کردن يک جسم نظير آپارات سينما صحنهاي را در پشت سر جسم تصوير ميکند و جسم يا شيء مورد نظر را در شلوغي آن صحنه از پيش چشم بيننده محو ميسازد. محققان دانشگاه توکيو نيز بر روي نوعي پارچه تحقيق ميکنند که بر همين مبنا عمل استتار را انجام ميدهد. در داخل اين پارچه دانههايي نظير رشته تسبيح کار گذارده شده که ميتواند صحنهاي را که بر روي آن تابنده ميشود منعکس سازد و جسمي را که اين پارچه بر آن پوشانده شده نظير بدن آفتابپرست به رنگ محيط درآورده و به اين ترتيب آن را نامرئي سازد. اما انقطاع و همکارش از روش موثرتري بهره گرفتهاند. در شيوه پيشنهادي آنها نوري که از جسم بازتابيده ميشود به حداقل کاهش مييابد و از آنجا که رويت اجسام تنها در هنگامي ميسر است که نور بازتابيده از آنها به چشم برسد در غياب اين بازتابش شيء يا جسم عملا نامرئي ميشود. جنبه اصلي در مدل پيشنهادي اين دو محقق استفاده از نوعي صفحه يا پرده از جنس پرتوهاي پلاسمايي است که با امواج بازتابيده شده از سطح جسم تداخل ميکنند و آنها را از بين ميبرند. پرتوهاي پلاسمايي از جنس امواج الکترونيکي چگال هستند که زماني به وجود ميآيند که الکترونهاي روي يک سطح فلزي با ضرباهنگ خاصي به حرکت درآيند. به گفته اين دو محقق لايهاي از اين ماده پلاسمايي ميتواند نور بازتابيده شده از سطح جسم را از بين ببرد البته به اين شرط که تواتر نور بازتابيده شده به تواتر تشديد پرتوهاي الکترونيکي نزديک باشد. به گفته انقطاع براي همه نورهايي که در طول موج مريي قرار دارند خود طبيعت بهترين سپر پلاسمايي را فراهم آورده. اين دو سپر عبارتند از پردهها يا سطوحي که از طلا يا نقره ساخته ميشوند. در مورد ديگر انواع طول موجها نظير مادون قرمز يا مايکروويو مي توان از ساختارهايي که به صورت مصنوعي و با ترکيب رديفهايي از سيمپيچها درست ميشوند براي ساختن سپر محافظ استفاده کرد. اين قبيل سپرها داراي خواص غيرمتعارف الکترومغناطيسي خواهند بود. محقق ايراني و همکارش با انجام محاسباتي نشان دادهاند اجسام کروي يا استوانهاي که با اين قبيل سپرها پوشيده شوند عملا نور بسيار کمي از خود باز ميتابند. در عمل زماني که اين اجسام در معرض نور مريي قرار داده ميشوند نوري که از آنها به چشم ميرسد آنقدر اندک است عملا ديده نميشوند. يک محدوديت اين فناوري آن است که هر سپر مخصوص تنها براي يک طول موج خاص کار ميکند و به عنوان مثال جسمي که در زير نور قرمز غيرقابل رويت شده اگر تحت پرتوهاي به رنگ سبز يا آبي قرار گيرد قابل مشاهده خواهد بود. نکته ديگر آنکه سپر نامرئي کننده زماني عمل ميکند که طول موج با تابيده شده نزديک ابعاد خود جسم باشد. به اين ترتيب در مورد نور مرئي از اين سپر تنها براي مخفي کردن اجسام ميکروسکوپي ميتوان استفاده به عمل آورد. اجسام بزرگتر تنها هنگامي از ديد پنهان ميشوند که پرتوهاي با طول موج بلندتر به آنها تابيده شود. بنابراين با اين فناوري نميتوان افراد يا خودروها را نامرئي کرد. اما انقطاع معتقد است که از اين فناوري ميتوان در زمينههاي ديگر نظير توليد موادي که از برق زدن و درخشش اجسام جلوگيري ميکنند استفاده به عمل آورد. اين سپرها همچنين ميتوانند مانع از تاثير نامطلوب نوري شوند که از اجسام ريز پراکنده ميشود و به اين ترتيب ميتوانند بازده ميکروسکوپها را افزايش دهند. يک کاربرد ديگر اين روش نامرئي کردن ماهوارهها در فضا است. یکی از بازدید کنندگان وبلاگ هم که از ایشان خیلی ممنونم (احمد آقا) لینک پروژه استتار نوری یا همان نامرئی شدن (دانشگاه توکیو) را معرفی کرده اند که در آن می توانید اطلاعات خوبی در این زمینه کسب کنید و چند کلیپ ویدئویی جالب از نامرئی کردن در آن هست. برای دیدن این مطلب سری بزنید به : Optical Camouflage |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 18:40 توسط حسین |
|
|
سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند. شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند. همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند. استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود. پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم: _ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر) _ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك) _ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور _ پايه گذاري دارالمعلمين عالي _ پايه گذاري دانشسراي عالي _ ساخت اولين راديو در كشور _ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور _ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور _ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور _ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران _ تعيين ساعت ايران _ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد" _ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي _تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران _ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران _ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران _ پايه گذاري شوراي عالي معارف _ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران _ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي _ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني _ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران _ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران _ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران _ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز _ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان _ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي _ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران _ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران) _ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد _ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت _ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي) _ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور _ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران _ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 16:39 توسط حسین |
|
|
مريخ : سيب كپلر يوهان كپلر(1571-1630) يكي از دستياران تيگو براهه منجم مشهور دانماركي بود. وي تلاش مي كرد تا تا از طريق رياضيات، منظومه خورشيد مركزي را توجيه و ثابت كند. به همين دليل كپلر، هندسه را براي توجيه اين مسئله انتخاب كرد. او همچنين از طريق هندسه توانست، مدار سيارت و دوره تناوب آن ها را با درصد خطاي كمترمحاسبه كند. كپلر پيش از آنكه به عنوان دستيار تيگو براهه درآيد، الگويي براي محاسبه نسبت فواصل بين سيارت ارائه كرد. در اين الگو، كپلر پنج چند وجهي منتظم ( نوعي چند وجهيست كه اضلاع و زاويه هاي تمام وجوه آن يكسانند) را با ترتيب خاصي به صورت تو در تو، در درون يكديگر قرار داد. بين هر دو چند وجهي منتظم فضاي خالي وجود داشت كه در ميان آن ها نيم كره هايي گنجانده شده بود. در اين الگو، پنج چند وجهي منتظم و شش نيم كره تعبئه شده بود كه نخستين و كوچكترين نيم كره در درون داخليترين چند وجهي منتظم و ششمين و بزرگترين نيم كره در خارج از الگو قرار داشت به طوري كه تمام الگو در اين نيم كره واقع بود. اين نيم كره ها نقش مدار سيارات را داشتند. و به اين ترتيب كپلر توانست نسبت فواصل مدار سيارات را با 5 درصد خطا محاسبه كند. كپلر با ارائه اين الگو مهارت و قدرت رياضي خود را نشان داد و به همين دليل به عنوان دستيار تيگو براهه در اورانيبورگ، كه رصد خانه اي بود در جزيره هون كه توسط پادشاه دانمارك ساخته شده بود، منصوب شد. نخستين ماموريتي كه به كپلر داده شد، محاسبه و تعيين مدار مريخ بود. وي در تعيين مدار مريخ از منظومه خورشيد مركزي استفاده كرد. او به مدت يك سال و نيم مشغول رصد و محاسبه مدار مريخ بود. امّا او به نتيجه شگفت آوري دست يافت. حركت طولي مريخ (شرق وغرب دايره البروج ) كه كپلر محاسبه كرد با حركت طولي كه تيگو براهه بدست آورده بود، حدود 8 دقيقه قوسي اختلاف داشت . ديگر دستياران تيگو علت اين اختلاف را خطاي ابزار مي دانستند. امّا كپلر اين طور فكر نمي كرد، چون ابزار هاي آزمايشگاه تيگو براهه حداكثر خطايي كه داشتند دو يا سه دقيقه بود. كپلر مي پنداشت كه مسير حركت مريخ نبايستي دايره باشد. به همين خاطر به دنبال شيوه ديگري براي محاسبه و تعيين مدار مريخ برآمد. موضع رصد و محاسبه مدار مريخ توسط تيگو براهه و كپلر از زمين متحرك بود. و به همين خاطر كپلر در صدد بر آمد تا چارچوب خود را از زمين متحرك به خورشيد كه ثابت است، منتقل كند. كپلر براي اين كار، بايستي مدار زمين را به طور دقيق تعيين كند. او براي تعيين مدار زمين، فرض مسئله خود را چنين قرار داد كه در لحظه ابتدا، زمين، خورشيد و مريخ در يك راستا قرار دارند. دوره تناوب مريخ كه او بدست آورده بود، 687 روز بود. پس از يك دوره مريخي (يعني 687 روز) مريخ دوباره به موضع خود مي رسد، امّا در اين لحظه زمين در موضع قبلي نبوده يعني زمين، مريخ و خورشيد در يك راستا قرار ندارند. چون دوره زميني 365 روز مي باشد. از اين طريق كپلر توانست مدار زمين را مشخص كند. او مدار زمين را دايره بدست نياورد بلكه مدار زمين را بيضي نزديك به دايره يافت. او مشاهده كرد كه سرعت زمين در نزديكي خورشيد افزايش مي يابد. و اين مسئله ذهن كپلر را مشغول كرده بود. و او براي حل مسئله خود به دنبال علت فيزيكي آن مي گشت. وي فكر مي كرد كه خورشيد بر سيارات نيرو وارد مي كند كه آن ها را در مدار نگه داشته. امّا روشي براي اثبات عقيده خود نداشت. امّا شيوه اثبات هندسيّه مدار زمين موجب شد كه كپلر قانون اول خود را تدوين كند. مطابق اين قانون خط واصل سياره و خورشيد در بازه زماني يكسان، مساحت يكساني را جارو مي زند. و به عبارتي اين قانون نشان مي دهد كه سرعت سيارات در نقاط مختلف مدار در يك دوره تغيير مي كند. كپلر با تعيين مدار نسبتاً دقيق زمين، اكنون مي توانست مدار مريخ را محاسبه كند. او در روشي مشابه با روش قبلي، مدار مريخ را تعيين كرد. او مدار مريخ را بيضي مايل به دايره بدست آورد. امّا شكل بيضي مدار زمين با بيضي مدار مريخ متفاوت بود. هر چند كه بيضي ها از نظر شكل متفاوتند امّا در يك خواص كلي متشابه اند و اينكه هر نقطه واقع بر بيضي مجموع فاصله شان از دو نقطه ثابت به نام كانون، همواره يكسان و ثابت است. با كشف مدار بيضي مريخ و زمين، كپلر قانون دوم خود را توانست تدوين كند. به موجب اين قانون، مدار سيارات به دور خورشيد، بيضي مي باشند و خورشيد در يكي از كانون هاي بيضي قرار دارد. كپلردر سال 1609 پس از آنكه دو قانون خود را تدوين كرد با دو مسئله مهم رو به رو شد و اينكه چرا مدار حركت سيارات به دور خورشيد بيضي است. و همچنين سرعت و مدار سيارات نبايستي تصادفي و مستقل از يكديگر باشند. و به همين دليل تلاش مي كرد تا بتواند بين سرعت و اندازه مدار سيارات رابطه را بيابد. كپلر پس از ده سال محاسبه و بررسي توانست به رابطه اي ميان اندازه مدار و دوره سيارات دست يابد. كپلر در سال 1619 در كتاب هماهنگي جهان مي نويسد:" پس از آنكه با تلاش و كوشش خود در مدتي طولاني، و با استناد به رصد هاي تيگو براهه، رابطه درست و حقيقي را پيدا كردم..."(1) اين قانون كه به قانون هماهنگي يا دوره تناوب نيز معروف است بدين شرح است: مربع دوره گردش سيارات با مكعب فاصله ميانگين آن ها از خورشيد متناسب است و يا به عبارتي ديگر، نسبت مربع دوره گردش سيارات به مكعب فاصله ميانگين آن ها از خورشيد همواره ثابت است. اين رابطه هميشه يك مقدار ثابتي است: T^2/R^3 كپلر در واقع حركات اجرام آسماني را بر اساس هندسه و رياضيات توصيف كرد و هرگز در مورد علت هاي آن چيزي نگفت. او دوست داشت كه پديده هاي آسماني و حركات اجرام آسماني را بر اساس علت هاي فيزيكي توضيح دهد. تا اينكه نيوتون با ظهور خود در ميدان رقابت، توانست با ارائه چهار قانون مهم خود( قانون چهارم همان قانون گرانش است) به اين مسائل از ديد فيزيكي و رياضي پاسخ دهد. در پايان اين نكته را مستلزم مي دانم كه عامل مشتركي ميان نيوتن و كپلر در كشف حقايق طبيعت وجود دارد البته شايد اين عامل با دانشمندان ديگري نيز در اشتراك باشد، اما چون بحثمان درمورد كپلر هست اين نسبت را به وي مي دهيم. و اينكه افتادن سيب در برابر چشمان نيوتن منجر به اين شد كه نيوتن به فكر قانون گرانشي بيفتد و اين امر سبب مشهور شدن او شد كه تحول عظيمي را در فيزيك ايجاد كرد. و كپلر هنگامي كه به دستياري تيگو براهه منصوب شد اولين ماموريت او رصد مدار مريخ بود، و اين مدار مريخ بود كه باعث شد كپلر به معمّاهايي برخورد كند، و در حل اين معمّا ها قوانيني را تدوين نمود كه با استناد به اين قوانين توانست به اين پرسش ها پاسخ دهد. مردم هم عصر نيوتن و همچنين مردمان قبل از او هيچگاه با افتادن سيب از درخت نتوانستند به فكر نيروي گرانشي بيفتند و مانند نيوتن شوند دانشمندان هم عصر كپلر مانند تيگو براهه و حتي دانشمندان و منجمان قبل از او كه مشغول رصد مدار سيارات بودند، نتوانستند مانند كپلر در مورد مدار سيارات اين گونه فكر كنند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 12:17 توسط حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ورقه های سالهای گذشته,زندگانی افراد بزرگ,مطالب علمی,مقاله های کتابهای درسی
|
| پیوندهای روزانه |
|
توضیح درمورد گوشی های, نوکیا,سامسونگ وسونی اریکسون آذربایجان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
مقاله های کتابهای درسی مشاهده نقاط مختلف جهان بصورت زنده سایتی برای پیدا کردن همکلاسیها سایتی برای همه بچه های ایران مزایده ومناقصه از طریق اینترنت فروشگاهاینترنتی |
|
RSS
|